ترمهترمه، تا این لحظه: 16 سال و 6 ماه و 17 روز سن داره

ترمه دختر اصیل ایران زمین

در آستانه روز مادر

1392/2/10 15:21
553 بازدید
اشتراک گذاری

 

مطلبی ناب

برای همه ما مادرها

.

.

.

.

آن‌روزهایی که فهمیدم قرارست مادر بشوم، هیچ نمی‌دانستم که چه بر من خواهد گذشت. توی خیالم همان نوزاد ظریف و نحیف دست و پا بلوری پوسترها را تصور می‌کردم و از فکر بوییدنش لذت می‌بردم.

گاهی هم گیج میشدم که چطور من بزرگش خواهم کرد یا دوستش خواهم داشت، برایش بی خوابی خواهم کشید و از خودم خواهم گذشت، من که نمیشناختمش، ندیده بودمش.

آیا زنان به صرف توانایی بارداری و وضع حمل، مادرانی قابل تقدیر می شوند یا عوامل دیگری نیز در این میان دخیل است؟ آیا فقط در زندگی فرزندانشان نقش دارند یا اینکه قادر به تحول در زندگی آنها هستند؟ و آیا تغییرات را صرفاً در زندگی فرزندان ایجاد می کنند یا اینکه زندگی خودشان نیز پس از مادرشدن تغییر می کند؟ آیا فرد دیگری نیز می تواند مانند مادر عمل کند یا اینکه برخی ویژگی ها اختصاص به مادران دارد؟

برخی افراد تصور می کنند که مادرشدن به معنای پایان خواب راحت، گذرانیدن تعطیلات آرام و دست کشیدن از علایق است.در پاسخ به این افراد باید گفت شما هرگز از مادرشدن پشیمان نخواهید شد. زیرا چنان لذتی از نگاه کردن به فرزندان و بزرگ شدن آنها می برید که حاضر نیستند دنیا را با همه زرق و برقها و دلفریبیهایش با یک لحظه دوری فرزندان عوض کنید.

اما مادران به راستی از چه لذت می برند؟

باید گفت همه چیز پس از ورود کودک به این جهان برای مادر تغییر می کند. حتی رابطه مادر و پدر تغییر می کند. اگر زن و شوهر تا به حال به یکدیگر علاقه مند بودند حالا مادر به این خاطر که همسرش اینقدر به کودکش علاقه دارد نیز او را دوست دارد و به سبب دغدغه آینده فرزند برای پدر، علاقه او به شوهرش نه تنها کاهش نمی یابد بلکه دوچندان شده و احساس محبت بیشتری ایجاد می شود.

مادر به جای پرداختن به آرزوهای خود تمام سعی خود را برای رسیدن فرزندان به آرزوهایشان به عمل می آورد. و به عبارت دیگر با کمال میل نردبانی برای ترقی فرزندان می شود نخستین باری که کودک می نشیند، می ایستد، نخستین دندانی که در می آورد، نخستین کلمه ای که بر زبان می آورد، دنیای مادر را متحول می سازد.

هر زخمی پس از مدتی بهبودی می یابد اما مادرشدن مانند زخمی دلپذیر است که همیشه تازه و حساس است!

همه افراد صفحه حوادث روزنامه را می خوانند اما فقط مادر است که با خود فکر می کند «اگر این اتفاق برای فرزند من بیفتد؟»

♥ منابع:چارقد / روزنامه کیهان

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (4)

علامه کوچولو
10 اردیبهشت 92 15:53
جبرئیل آمده بود ..
علی و جمله ملائک بودند ..
و محمد، عرق وحی به پیشانی داشت ..
و خدا داشت ترنم می‌کرد !!
در میان سخنانش، غزلی نغز سرود ...
نام آن شعر نکو ، "حضرت زهرا" بود!
********************
روزت مبارك



mer30 azizam
bar shoma ham mobarak basheh
مامان علی خوشتیپ
11 اردیبهشت 92 14:24
سلام عزیزم
روزت مبارک
هم عکسی که گذاشتی و هم متنت خیلی قشنگ بود




مممنون عزیزم
مامان نیروانا
11 اردیبهشت 92 15:04
روزت مبارک هاله ی عزیزم! لذت بردم از این عکس و متن زیبا که انتخاب کردی نوشتی. پیشانیت بلند ای زیباترین جلوه ی ماه! هاله ی من! ترمه جانم رو ببوس


لطفت همیشگیست
در نهایت عشقی
مامان آرشين
15 اردیبهشت 92 16:01
خيلي قشنگ و دلنشين بود...و در واقع واقعيت رو با تمام وجودم احساس كردم..